فوتبالیت آنلاین / محمد قراگزلو / یک) وقتی بازی‌ها اینطوری پیچ می خورد همه چیز سخت می‌شود.اینکه هر هفته ببینی بارسا عقب افتاده و برای مساوی یا گل پیروزی تا دقیقه ۹۰ به آب و آتش می زند اما سر آخر تیم حریف است که خوشحال از زمین بیرون می‌آید،همه چیزهای غریبی‌اند که نوشتن را سخت می کنند.تصور می کردم نمایش غرورانگیز در ومبلی  نقطه‌ای بوده برای بازگشت بارسا به ریل موفقیت اما لالیگا همچنان روزهای سختش را جلوی چشم والورده آورده و انگار این قصه ادامه خواهد داشت.قصه‌ای مشابه که دامن رئال را هم گرفته و  شاید این فصل جنگ قهرمانی همین طور با امتیازهای کم و با تعداد بیشتری از رقبا ادامه داشته باشد.


 


دو) رئال که باخت می‌شد دوباره به اختلاف سه امتیازی فکر کرد اما حواس ها به سویا و اتلتی هم بود.راستی باید یادآوری کنم این والنسیا تیم شانزدهم جدول لالیگا بود که مقابل بارسا قرار گرفت اما شما نشانه‌ای از یک تیم مستاصل ته جدولی را در جمع سفیدهای مستایا می دیدید؟حالا هر هفته بیشتر به این فکر می کنم که عجب فصل عجیبی شده و چطور می شود در لیگی که ۱۹ تیم خوب حضور دارند هر هفته بهتر از حریف بازی کرد و برنده شد؟اینجاست که معادلات گاهی بهم می ریزد و ذهن پاسخگو نیست.حتی وقتی بدانی دو نفر از گران‌ترین فوتبالیست‌های دنیا را پیش خودت داری و یک مثل لئو مسی هست که  همیشه دنیا را برای بارسایی‌ها تبدیل به جای بهتری می‌کند.


 


سه) اگر بارسا موهبتی به نام مسی را دارد این هفته‌ها از آفتی به نام جرارد پیکه رنج می برد.پیکه برای چهارمین هفته متوالی اشتباه کرد و بارسا باز هم گل خورد.نهمین گل خورده محصول اشتباه دیگری از مدل تبلیغاتی بارسا در دقیقه دو مسابقه بود.انگار این هفته‌ها پیکه مامور شوک دادن به بارساست تا کاری کند تیمی که همیشه از حریفان جلو می افتاد و در همان نیمه نخست کارشان را تمام می کرد حالا در به در دنبال گل مساوی و نجات بخش باشد.حالا می شود سهم عمده‌ از کف دادن امتیازها را برای پیکه برداشت.از این آمار ضعیف خط دفاعی همچنین.می توانید یک طرف سمدو، فرمالن، لنگله، سرخی روبرتو،اومتیتی و آلبا را بگذارید و طرف دیگر پیکه را.شاید باز هم تعداد اشتباهات فردی استاد بیشتر از آن طرفی ها باشد.حالا با رفتن به بازی‌های ملی والورده حتما منتظر بازگشت اومتیتی به ترکیب در بازی سویا می‌ماند و شاید آن روز زوج فرانسوی اومتیتی – لنگله یا  زوج فرانسوی – بلژیکی اومتیتی – فرمالن بازی کرد اما انگار فوتبالیتیتان شدن پیکه در این فصل کاری کرده تا احترام بیش از حد سرمربی به او بارسا را در موضع ضعف قرار دهد.


 


چهار)بطور ویژه می خواهم از آرتور ملو بنویسم.هافبکی که خیلی زود حلقه اصلی زنجیر خط میانی بارسا شده و در سخت‌ترین شرایط عملکرد مثبتی ارائه داده است.ملو در اولین بازی اروپایی و اولین حضور در ترکیب بارسا نمایشی خیره کننده ارائه داد و به اندازه گل استثنایی راکی و نبوغ لئو در ومبلی دیده شد.لذت تماشای بازی‌اش در ومبلی با پیراهن شماره ۸ آنقدر زیاد بود که خیلی هایمان را یاد ژاوی انداخت .با چرخش ها، حفظ توپ و پاس های سالم خط کشی شده.همه می دانیم خلاقیت آرتور البته قابل قیاس با ژاوی نیست اما شاید اگر چند بازی بگذرد و اعتماد به نفسش بیشتر شود آن بخش از ویژگی هایش را هم ببینیم.بهتر است فراموش نکنیم او یک برزیلی است و اگر خلاقیت نداشت اصلا فوتبالیست نمی شد یا بهتر بگویم فوتبالیست شد تا خلاقیتش را به رخ بکشد.


 


۵)اینکه آرتور جای دمبله را در ترکیب گرفته یک تغییر بزرگ بعد از بازی‌های ابتدای فصل به حساب می آید.یادتان نرفته که دمبله چه آمار خوبی در بازی‌های نخست ارائه کرد اما حالا والورده بیشتر به سازماندهی ریتم تیمش فکر می کند؛اینکه زودتر به ضرباهنگ اصلی مدل بارسا برسد.اتفاقی که با آرتور ملو بهتر شکل می گیرد تا دمبله.ریتمی که بعد از ۱۵ دقیقه فشار ابتدایی والنسیا و همخوانی با جو وحشتناک مستایا تا پایان بازی حفظ شد  و مالکیت ۷۱ به ۲۹ درصدی بر توپ حاصل آن بود؛ هر چند نتیجه متناسب با حفظ این ریتم و ضرباهنگ نبود و لایه های دفاعی والنسیا فقط یکی دو بار ترک خورد.حالا والورده حتما دوباره به سیستم ۲-۴-۴ فکر خواهد کرد آن هم وقتی بداند سرخی بوسکتس به عنوان مرکز ثقل تیمش و نقطه حدفاصل تیم بین دفاع و حمله طی ۶۰ دقیقه ۸ پاس اشتباه داده است.


 


۶)کانال راست بارسا ایرادهای بزرگی در مستایا داشت.آنچه در همکاری کوتینیو – آلبا در چپ دیده شد در زوج راکیتیچ- سمدو دیده نمی شد.البته حالا همه نگاه ها به سمدو است و او همچنان در مقایسه با ستاره‌ای به نام دنی آلوز رنج می‌کشد اما واقعیت این است که مدافع پرتغالی کارش را خوب انجام می@دهد و حداقل در این بازی ایراد از عدم توازن راکیتیچ بود.هر چند راکی وظایفی مثل قطع و بازپس گیری توپ و حضور مستمر در دفاع را خوب انجام می‌داد اما در فاز حمله موفق به ایجاد توازن بین دو جناح بارسا نشد و از آنجا که مسی هم مدام دنبال آلبا می گشت کانال راست بارسا چندان به کار والورده نیامد.در این میان شاید تصور می شد رافینیا خیلی زودتر از دقیقه ۸۵ برای بهتر کردن شرایط به زمین بیاید و جای راکیتیچ را رد زمین بگیرد اما والورده شبیه من فکر نمی‌کرد.


 


۶)شاید در مقایسه نمایش ومبلی و مستایا به این فکر کنید که امسال هدفگیری بارسا لیگ قهرمانان است و حذف تکراری در یک چهارم نهایی دیگر باید فراموش شود.واقعیت البته ماهیت لالیگاست.لیگی که آلاوس و اسپانیولش هم تا یک قدمی رئال و بارسا پیش آمده اند  و حالا سویا را به عنوان صدرنشین جدید می شناسد.بارسا با چهار هفته دوری از برد،دادن صدر جدول به سویا،دریافت گل اول هر بازی،معادلات قهرمانی این فصل رادر کنار رکوردهای منفی رئال تغییر داده و دیگر رسیدن به نود و چند امتیاز یک رویای دست نیافتنی است اما مهمتر از بارسا و رقیب همیشگی اش این تیم های کوچک و متوسط لالیگا هستند که معادلانت این لیگ را برهم زده اند.حالا قاطعانه می توانم بگویم در لالیگای این فصل غیر از هوئسکا هیچ تیم ضعیفی وجود ندارد کما اینکه همان هوئسکا نیز شاید در ادامه فصل برای بقا آنقدر سطحش را بالا بیاورد که دیگر تیم از پیش بازنده‌ای در اسپانیا نداشته باشیم.این قدرت لالیگا و البته  تغییر موازنه قهرمانی که هر سال با دو قطبی رئال – بارسا برای طرفداران این دو تیم داغ می شد و البته با سختکوشی تیم سیمئونه بعضا به مثلث می‌رسید و هیجانش بالاتر می رفت،برای من دیگر عجیب نیست و حالا فقط منتظرم ببینم ادامه راه چگونه طی خواهد شد.مثل همیشه تیم های کوچک و متوسط کم می‌آورند یا دریای لالیگا برای غول‌های ثروتمندش تا ساحل نهایی پرتلاطم و طوفانی خواهد بود؟


 


۷)بارسا سرانجام صدر جدول را داد.حالا و در تعطیلات دو هفته ای لالیگا والورده و تیمش سرشان را بالا خواهند گرفت تا سویای صدرنشین را تماشا کنند.از بازی‌های ملی که برگردیم همین سویا در نوکمپ اولین حریف بارسا خواهد بود.یک جنگ بزرگ.یک فینال واقعی و تعیین کننده برای یک ربع اول فصل.یک دشواری دیگر برای بارسا،محکی دیگر برای سازمان دفاعی معیوب بارسا که می‌تواند فشار روی والورده را در نقطه اوج نگه دارد.اینجور وقت‌ها  و بعد از بازی‌های ملی همیشه از ویروس فیفا می توانیم به عنوان دلیلی برای افت احتمالی بارسا بهخاطر تعدد ملی پوشانش نام ببریم اما حالا می‌دانیم مسی،پیکه و آلبا به تیم ملی نمی روند و احتمالا اومتیتی هم می‌ماند تا پروسه درمانش را تمام کند.شاید تا آن زمان مالکوم هم شرایط بازی پیدا کرد و به خط حمله بلوگرانا جان بخشید.لنگله هم هنوز در قواره‌ای نیست که به تیم ملی فرانسه دعوت شود – کاش دشان هم عقیده ام باشد- و شرایط برای بازگشت به صدر چندان هم وخیم نخواهد بود.البته که والورده به قدرت سویا فکر خواهد کرد.تیمی که کیفیتی فراتر از ژیرونا،لگانس،بیلبائو و والنسیا دارد و سازمان دفاعی بارسا را تحت آزمون دشوارتری قرار خواهد داد.

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای فوتبالیت محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.